سخن سردبیر

بی شک دین و دینداری در جهان معاصر، با توجه به نیاز انـسان به دین، نسبت به گذشته تغییر محسوسی کرده است. اغلب انسان‌ها، گرفتار احساسات ناخواسته‌ای نظیر افـسردگی، تـرس و تـنهایی‌ می‌باشند که باعث به وجود آمدن حـوادثی مانند جنگ، مرگ، شکست، تنگدستی، و بیماری می‌گردند.

بسیاری از انسان‌ها نـه برای‌ زندگی‌ خود‌ معنایی می‌یابند و نه در اموری که در جهان رخ می‌دهند، هدفی می‌‌بینند. بـسیاری از انسان‌ها دل‌نگران رفتارهای نامطلوبی هستند که از خودشان یا دیگران سرمی‌‌زند‌ یا‌ نگران آنند که چـرا نـمی‌توانند رفتار دیگران را تغییر دهند یا جلوی ظلم‌ و بی‌عدالتی‌ را بگیرند. همه این‌ها مـوجبات اضـطراب‌های وجودی، بی‌قراری‌ها، و دلهره‌های روحی و روانی می‌‌گردند. بـه عقیده ما، این عوامل و احساس این فقدان‌ها، محدودیت‌ها‌، و کمبودها‌، سبب اساسی احساس نیاز انسان به دین و اقبال بـه دیـن در دوره جدید می‌باشد.

مانند انسان در حال فرار که چون به کوچه بن بست می‌رسـد، و نـخستین واکنش طبیعی‌اش نگریستن به بالاست و در پی یافتن نیرویی خارق‌العاده و فراطبیعی و یافتن راه نجاتی جدید است. انسان معاصر نیز به‌ محض‌ رسیدن به مرزهای وجودی خود و آگاه شدن از محدودیت‌ها، گویی رو به سوی بالا می‌‌کند‌. اینجاست که دین‌ و دینداری انـسان‌ را‌ در غلبه بر احساس فقدان، محدودیت، و کمبودها یاری می‌رساند.

به عقیده برخی از صاحب‌نظران اضطراب‌های وجودی عمده‌ای که انـسان‌ها تـجربه مـی‌کـنند و از رهـگذر آنـها به دین رو می‌کنند، سه چیز است: اضطراب‌ ناشی از عجز از گریز‌ از‌ مرگ، ترس از بی‌معنایی و بی‌هدفی، و دغدغه‌مندی از نتایج اعمال.

اینکه در قرآن آمـده اسـت: «فَإذا رَکبوا فی‌ الفُلْکِ‌ دَعَوُ الله‌ مُخلصینَ لَهُ الدِّینَ.» (و چون به کشتی سوار شوند (و گرفتار آیند) خدا را بخوانند و دین را برای او خالص کنند‌) نشان‌دهنده گرایش انسان به دین است.

دین است که ایـن محدودیت‌ها و نقصان‌ها را در بعضی‌ از‌ موارد‌ از مـیان بـرمی‌دارد و امور فراطبیعی و غیر قابل تصور را قابل فهم و تحمّل می‌کند و به انسان کمک می‌کند تا درد و رنج کمتری احساس کند‌. و نتیجه اینکه  مـی‌توان دین را بر حسب کارکردهای متفاوتی‌ که‌ دارد، باعث تخفیف درد و رنج آدمیان‌، از راه رفع یا‌ توجیه‌ حکمت‌آمیز مـحدودیت‌هایی کـه احساس می‌کنند‌، دانست.

از سویی سه نوع آفت می‌تواند عارض دین شود: گـاهی دیـن تضعیف می‌شود، گاهی به بیراهه می‌رود و تحریف می‌شود و دچار تخیلات و اوهام و خرافات می‌گردد، و گاهی هدفی که از آن در‌ نظر‌ بـوده معکوس می‌شود. به عبارت دیگر؛ گاهی قدرت دین کم می‌شود، گاهی قدرتش ضایع مـی‌شـود‌ و به هدر می‌رود، و گاهی از قدرتش سوءاستفاده می‌شود.

به عقیده ما دیـنداری بخشی از اشتغالات شـبانه‌روزی آدمـی نیست، بلکه روحیّه‌ای اسـت کـه آدمی با‌ آن‌ روحیّه در همه اشتغالات شبانه‌روزی‌اش حضور می‌یابد و در همه حال قدرت و حضور لایتناهی الهی را در زندگی خود احساس می‌کند. بـه همین دلیل نـمی‌تـوان دینداری را منحصر به بخشی از اوقات شبانه‌روز کرد.

به امید روزی که همه انسان‌ها به مراتب بالای معرفت از حضور و احساس خداوند باری تعالی برسند، که رفع همه مشکلات فردی و اجتماعی انسان معاصر، به سبب غفلت از این مهم است.

مهدی سازندگی