نقش دین در هویت انسانی

چاپ
داوود مرادی [1]

چکیده

در دنیای مدرنیته، گمشده اصلی انسان، ماهیت انسانی است. دست‌نیافتن انسان‌ها به هویت اصلی خود در دنیای مدرنیته، زمینه بروز و ظهور مشکلات اخلاقی و آشفتگی ذهنی و روانی او شده است.

در این تحقیق ضمن بازشناختن هویت انسانی با سایر هویت‌ها، به تعریف هویت انسانی پرداخته و کارکرد دین در هویت انسانی مورد توجه قرار گرفته است. دین مورد بحث در این تحقیق، ادیان الهی و آسمانی است که با دستورات معنوی‌ و احکام عبادی خود در شکل‌گیری هویت واقعی انسان نقش اساسی و بنیادی دارد و در این پژوهش آراء و نظرات متفکران بزرگ را در چگونگی تأثیر و نقش دین در هویت انسانی به‌منزله مؤید و مثبت مدعای تحقیق مورد ملاحظه قرار دادیم.

 

واژگان کلیدی: ادیان الهی، حقیقت انسانی، دین، طبیعت انسانی، نقش دین، هویت انسانی، هویت

 [1]  فوق لیسانس فلسفه و کلام اسلامی


در طول تاریخ بشر، دین به‌عنوان عنصر مهم و اصلی در شکل‌گیری هویت انسانی، نقش حیاتی و بنیادی داشته است. مسئله هویت از زوایای مختلف در حوزه‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مورد تحقیق و مطالعه قرار گرفته است و ابعاد و سطوح هویت، توسط دانشمندان بازشناخته شده است. هویت انسانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، چرا که هویت انسانی چیزی جز فهم انسانی، فضایل اخلاقی و عواطف انسانی نیست. همین ویژگی‌ها وجه ممیز انسان یا سایر حیوانات است و اینکه تأثیر و نقش دین در ویژگی‌ها، بیانگر اهمیت بالای موضوع تحقیق است.

در این پژوهش سعی در آوردن نظریات و دیدگاه‌های متفکرین بزرگ در زمینه اهمیت دین در رشد انسانیت انسان و هویت انسانی، شده است. مسائلی که ذهن پژوهنده را مشغول خودش کرده بود، این است که: موضع دین در قبال هویت انسانی چیست؟ و اینکه آیا صرفاً به ظاهر احکام و دستورات عبادی و اخلاقی دین توجه داشت و یا اینکه دین با همین احکام و دستورات عبادی می‌خواهد هویت واقعی انسانی باز شناخته و رشد یابد.


قبل از پرداختن به بحث نقش دین در هویت انسانی، پرداختن به‌معنای هویت ضروری می‌باشد.

هویت در دیدگاه متفکران مختلف در حوزه‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، تعاریف متفاوتی دارد و اندیشمندان با دیدگاه‌های متفاوت به این مفهوم پرداخته‌اند. این امر دشواری‌هایی در ارائه تعریفی جامع‌ومانع به وجود می‌آورد.

معنای هویت در فرهنگ لغت آکسفورد چنین آمده است: «خصوصیات، احساسات و باورهایی که باعث تمایز افراد از یکدیگر می‌شوند». استوارت هال اعتقاد دارد که «هویت‌ها، پیوست‌های موقتی واگذاری سوژه هستند که کنش‌های پراکنده‌ای را برای ما به ارمغان می‌آوردند». (صوفی، 1385)

تعریف هویت را برای اولین بار اریکسون ارائه کرد و واترمن و آچر آن را تحلیل کردند. اریکسون هویت را در اصطلاح، یک حس درونی کلی توصیف کرده است. از نظر او، هویت جریان تلفیق تغییرات فردی و نیازهای اجتماعی برای آینده است. وی تشکیل هویت را شامل به‌وجودآمدن یک احساس این همانی و وحدت شخصیت می‌داند که فرد احساس می‌کند و دیگران آن را تشخیص می‌دهند و از زمانی به زمان دیگر مشابه است. (ادیب، 1383: 184)

عاملی هویت را چنین تعریف می‌کند:

«هویت مفهومی مرتبط با حوزه معناست؛ اما معنا خصیصه ذاتی فرد و یا جامعه نیست، بلکه محصول توافق‌ها و عدم توافق‌هاست و از مفاهیم صد در صد نسبی است. هویت در ابعاد گوناگونی بررسی‌شده است، هویت ملی، هویت اجتماعی، هویت فردی، هویت دینی و مواردی از این قبیل.» (عاملی، 1384)

مفهوم دین در لغت به‌معنای جزا، حساب، طاعت، ورع، سلطه و قهر و غلبه و نیز به‌معنای شریعت و آیین است (ابن منظور 1408، ج، 44، ص 4).در این پژوهش مقصود از دین، دین توحیدی و الهی که همان دین اسلام، دین مسیح و دین یهود می‌باشد.

دین در تعابیر قرآنی مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره جامعه انسانی و پرورش انسان‌ها باشد. گاهی همه این مجموعه حق، و گاهی باطل و گاهی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد دین حق و در غیر این‌صورت آن را دین باطل و یا مخلوطی از حق و باطل می‌نامند. (جوادی آملی، 1372، ص 93)

بنابراین دین حق عبارت است از آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده و رفتارهای که مورد توصیه و تأیید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشد (مصباح یزدی، 1377، ص 11).

در تعریف دین می‌توان گفت: «دین، مجموعه عقاید، قوانین و مقرراتی است که هم به اصول منشی بشر نظر دارد و هم درباره اصول‌گرایشی وی سخن می‌گوید و هم اخلاق شئون زندگی او را زیر پوشش دارد. به دیگر سخن، دین مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار دارد.» (جوادی آملی، ص 27)


روان‌شناسان و جامعه‌شناسان از لایه‌های مختلف هویت پرده برداشته‌اند و سخن از هویت ملی، هویت دینی، هویت اجتماعی، هویت قومی و انواع دیگر از هویت بر زبان جاری ساخته‌اند.

هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، فرهنگی، روانی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی، بر ماهیت یا ذات گروه به‌معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر دلالت کند و آنان را در یک ظرف زمانی و مکانی معین، به‌طور مشخص و قابل‌قبول و آگاهانه از سایر گروه‌ها و افراد متعلق به آن‌ها متمایز سازد. (الطایی، 1378، ص 139)

در این تعریف لایه‌های گوناگون هویت از جمله اجتماعی، فرهنگی، روانی، زیستی و غیره بیان شده است. در پژوهش بر آن هستیم نقش و کاربرد دین هویت انسانی بپردازیم. قبل از پرداختن به این موضوع ضروری است که روشن شود مراد و مقصود از هویت انسانی چیست و چه معنایی دارد؟ سخن از حقیقت انسان، سخن از اوصاف و ویژگی‌های ذاتی موجودی است که پیچیدگی‌های فراوان و اضلاع متعدد دارد. بنابراین، به یک تعریف کوتاه یا عبارتی مختصر نمی‌توان اکتفا نمود. در عصر ما به اذعان پژوهش‌گران حوزه علوم انسانی، تعریف انسان به عبارات منطقی چون «حیوان ناطق» یا «حیوان خردورز» و... نمی‌تواند در شناخت حقیقی انسان راه‌گشا باشد. (ذاکر، 1384، ص 81)

فرانکل اگرچه این سخن را می‌پذیرد و با تئوری تکامل داروین توافق دارد، اما معتقد است «انسان پس از تکامل و جدایی از حیوانات پست‌تر و بالاآمدن از مرتبه حیوانی است که به مرتبه انسانی دست می‌یابد». اساساً، آدمی«در گذرگاه تاریخی خود برای رسیدن به مقام انسانیت تا از این مرتبه عبور نکند، انسان نیست». (فرانکل، 1368، ص 160- 159)

انسان یگانه هستنده‌ای است روی زمین که درباره هستی می‌پرسد. (احمدی، 1382، ص 250)

شهید مطهری(ره) به استناد آیات هفتم تا نهم سوره «الم سجده» انسان را موجودی مرکب از «طبیعت و ماوراء طبیعت، از ماده و معنی، از جسم و جان» می‌شناسد (مطهری 1372، ج 2، ص 269). حاصل این ترکیب، آن است که «انسان با همه وجوه مشترکی که با سایر جاندارها دارد، فاصله عظیمی با آن‌ها پیدا کرده ... و یک سلسله تفاوت‌های اصیل و عمیق با آن‌هادارد. (مطهری، 1372، ج 2، ص 274)

شهید مطهری در جای دیگر اشاره به تفاوت‌های ریشه‌ای و اساسی انسان با سایر موجودات، می‌فرماید:

«هر موجودی که پا به این جهان می‌گذارد و آفریده می‌شود، همان است که آفریده‌شده؛اما انسان، پس از آفرینش تازه مرحله اینکه چه باشد و چگونه باشد را آغاز می‌کند، انسان آن چیزی نیست که آفریده شده است، بلکه آن چیزی است که خودش بخواهد باشد». (مطهری 1372، ج 2، ص 313).

می‌توان نتیجه گرفت مقصود از هویت انسانی، آن چیزی است که هرکس از خودش متوقع است یا به عبارتی، تمام اوصاف و ویژگی‌های خاص ایده آل انسانی است.

در اینجا توضیح این نکته خالی از لطف نیست و آن اینکه مراد از ویژگی‌های خاص انسان که در این پژوهش موردتوجه است همان حالات روحی و روانی، عقلانی، فضایل اخلاقی می‌باشد؛ یعنی انسان به لحاظ ساختاری و وجودی می‌تواند صداقت و ایثار، درست‌کاری، مهربانی، عشق به هم‌نوع، رشد بُعد عقلانی و شناختی و پرورش احساسات و عواطف را در وجود خودش به منصه ظهور و فعلیت برساند.


کمال هر موجودی به فعلیت رسیدن آن موجود است. کمال نهال در این است که تبدیل به درخت شود. کمال دانه گندم در این است که به سنبل گندم تبدیل شود و الی آخر. در مورد انسان هم کمال انسان در این است که به کمال عقلانی، احساسی، اخلاقی و هرآنچه مقتضای ساختار وجودی چنین موجود انسانی است برسد. صداقت‌داشتن، اهل بخشش‌بودن، ایثارکردن، کمک‌کردن به هم‌نوع، دوری جستن از دروغ و فساد اخلاقی و غیره، این‌ها چیزهای است که از یک موجود انسان بالغ و عاقل انتظار می‌رود به‌سبب تمایز انسان با حیوانات است. انسان چون انسان است، باید رشد عقلانی و شناختی داشته باشد، انسان چون انسان است، عشق به هم‌نوع و احساس و دلسوزی و مهربانی از او انتظار می‌رود. خلاصه کلام، نشانه فعلیت‌یافتن انسانیت انسان این است که چنین اوصاف و ویژگی‌های ذکرشده در وجود او پرورش یابد.

در جهان معاصر که انسان بایستی وصف‌ناپذیر از دنیای مدرن پانهاده، متأسفانه در بحث هویت و مباحث اخلاقی و ارزشی سیر قهقرایی پیدا کرده، به‌‌گونه‌ای که زمینه ظهور و بروز انواع نگرانی‌ها، ناآرامی‌های روانی، اجتماعی و ... را در پی داشته و تنها راه چاره انسان جهت در امان ماندن از این عوارض، این است که گمشده اساسی خود که همان معنویت و هویت دینی است را، هرچه زودتر یافته و به هویت حقیقی خویش پی ببرد.

طی تحقیقات و پژوهش در این زمینه به این نتیجه رسیدیم که هویت دو نوع است که هیچ‌وجه مشترک بین این دو هویت نیست و کلمه هویت به اشتراک لفظی بر هر دو معنا اطلاق می‌شود.

هویت انتسابی و هویت اکتسابی. هویت انتسابی همان تعلق‌داشتن به قوم و قبیله و اینکه سفیدپوست است یا سیاه‌پوست، اینکه عرب‌زبان است یا فارسی‌زبان و ... تعلق به یک خانواده ثروتمند است یا فقیر و غیره. به این معنا انتسابی نامیده‌ایم که تعلق ما به هریک از این‌ها با انتخاب همراه نبوده است.

هویت اکتسابی که ما در این تحقیق این معنا مراد است، به خصلت‌های و فضایل اخلاقی و ویژگی‌های عقلانی و معرفتی منظور نظر است. این معنای هویت کاملاً با ویژگی اختیاری و اکتسابی همراه است و بحران هویت مطرح‌شده در نوشته‌ها و تحقیقات به این معنا از هویت (هویت اکتسابی) مربوط است.

از نظر اسلام انسان موجودی است که یک جنبه ظاهری و ملکی دارد و یک جنبه باطنی و ملکوتی. بعد باطنی انسان با اعتقادات و عملکردهای وی شکل می‌گیرد. ریاکاری و خودنمایی، دروغ و نیرنگ، حرص و آز و دیگر مفاسد اخلاقی باطن انسان را زشت می‌سازد و راستی و درستی، ایثار و فداکاری، قرب به خدا و فضایل اخلاقی موجب نورانیت باطن انسان می‌شود. (نصری، 1379، ص 91)

در این تحقیق بر آن هستیم تا نشان دهیم دین توحیدی با دستورات عبادی و احکام خودش در پی این است که هویت انسانی را پرورش دهد و از آشفتگی روحی و تشویش ذهن و بحران‌های اخلاقی نجات دهد؛ و دین توحیدی با احکام و دستورات عبادی و اخلاقی خودش به‌دنبال این است که زمینه و بستر را برای رشد هویت انسانی فراهم بکند.

به‌همان نسبت که وابستگی و غرق‌شدن در مادیات انسان را از خود جدا می‌کند و با خود بیگانه می‌سازد؛ عبادت انسان را به خویشتن بازمی‌گرداند، عبادت به هوش آورنده انسان و بیدارکننده انسان است، عبادت انسان غرق‌شده و محوشده در اشیاء را مانند نجات‌غریق، از اعماق دریای غفلت‌ها بیرون می‌کند خود را آن‌چنان‌که هست می‌بیند؛ به نقص‌ها و کسری‌های خود آگاه می‌گردد، از بالا به هستی و حیات و زمان و مکان می‌نگرد و در عبادت است که انسان به حقارت و پستی آمال و آرزوهای محدود مادی پی می‌برد و می‌خواهد خود را به قلب هستی برساند. (مطهری، ص 303)

در ادیان الهی و توحیدی، عبادت جایگاه ویژه‌ای دارد. استاد مطهری نقش عبادت در وجود انسان را بیان کرده و اینکه عبادت چقدر می‌تواند نقش تعیین‌کننده در بیدارکردن انسان و نجات انسان از غفلت‌ها باشد.

انیشتاین پس از تقسیم مذهب به سه نوع، نوع سوم را که مذهب حقیقی است مذهب وجود یا مذهب هستی می‌نامد و احساسی که انسان در مذهب حقیقی دارد این‌گونه شرح می‌دهد:

«در این مذهب، فرد، کوچکی آمال و هدف‌های بشر و عظمت و جلالی که در ماورای پدیده‌ها در طبیعت و افکار تظاهر می‌نماید حس می‌کند، او وجود خود را یک نوع زندان می‌پندارد، چنانکه می‌خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یک‌باره به‌عنوان یک حقیقت واحد دریابد.» (مطهری، ص 304)

انیشتاین به نقش و تأثیری که مذهب در افکار و اندیشه انسان می‌گذارد به زیبایی بیان می‌کند. اینکه روح و حقیقت هستی انسان در محیط مذهب چگونه در زندان تن خود را گرفتار می‌بیند و می‌خواهد از زندان تن پرواز کند.

اقبال لاهوری به زیبایی نقش نیایش و پرستش که از مختصات دین و مذهب توحیدی و الهی است را بیان می‌دارد:

«نیایش به‌وسیله اشراق نفسانی، عملی حیاتی و متعارفی است که به‌وسیله آن جزیره کوچک شخصیت ما وضع خود را در کل بزرگ‌تری از حیات اکتشاف می‌کند.» (مطهری، ص 304)

امام علی(ع) در خطبه 196 می‌فرماید:

«چون بشر در معرض این آفات اخلاقی و بیماری روانی است، خداوند به‌وسیله نمازها، زکات‌ها و روزه‌ها بندگان مؤمن خود را از این آفات حراست و نگهبانی کرد. این عبادات دست‌وپا را از گناه بازمی‌دارند، چشم‌ها را از خیرگی بازداشته به آن‌ها خشوع می‌بخشد، نفوس را رام می‌گردانند، دل‌ها را متواضع می‌نمایند و باد دماغ را زائل می‌سازند. (نهج‌البلاغه ، خطبه 196)

همان‌طور که آمار و ارقام جرائد هم بارها اعلام داشته‌اند. در ماه مبارک رمضان که مسلمانان به روزه‌داری می‌پردازند و چشم و زبان و شکم و شهوت آنان، مهار می‌گردد و سطح لغزش‌ها، گناهان و انحرافات که نشانه تباهی و آلودگی انسان‌ها در حد گسترده‌ای تنزل می‌یابد و در سایه این عبادت، ارتباط و اطاعت رشد و سازندگی افراد، اوج می‌گیرد. اگر به احکام و دستورات دین مبین اسلام را اختصاصا ًمورد توجه قرار دهیم و به فلسفه آن احکام توجه کنیم، خواهیم دانست که همه این احکام و دستورات الهی برای این است که انسان به رشد انسانی و الهی و به صفات کمالی نائل شود.

خداوند به پیامبر اسلام دستور می‌دهد: «اقم الصلاة، ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر. (عنکبوت / 45)

این آیه قدسی اشاره به این دارد که با نمازخواندن و سر به سجده‌نهادن برای این است که انسان از رذایل اخلاقی و فسادهای اخلاقی نجات یابد و به صفای باطنی نائل گردد.

هویت انسانی که مورد پذیرش ادیان توحیدی قرار می‌گیرد، باید فضایل اخلاقی در او رشد کرده و از رذایل اخلاقی پاک‌شده باشد.

علامه طباطبائی معتقد است که قرآن چنان دل‌ها را با علوم و معارف توحیدی خود پرمی‌کند که دیگر جایی برای رذایل باقی نمی‌ماند؛ بنابراین، نگرش توحیدی یعنی ایجاد انگیزه برای انجام فضایل و پیشگیری از رذایل؛ نه رفع و درمان آن‌ها؛ زیرا هر عملی که انسان انجام می‌دهد، یا برای به دست‌آوردن عزت یا قدرت یا سعادت و یا برای دفع شر و مکروهی می‌باشد و قرآن کریم قدرت، عزت و ... را منحصر به خدا کرده است. در قلب موحد، جایی برای غیرخدا باقی نمی‌ماند، تا به آن انگیزه دچار انحراف شود. (محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 11، ص 18).

البته بعدها دیدیم که حکما و بالأخص عرفای اسلامی این مطلب را سال‌ها قبل از ما درک کرده و خیلی هم روی آن تکیه کرده‌اند، راجع به اینکه من واقعی انسان چیست و کیست، بلکه اساس عرفان بر پیداکردن خود واقعی و من واقعی است، یعنی دریدن پرده‌های خود خیالی و من خیالی و رسیدن به من واقعی. (مطهری، 1390، ص 163)

قرآن میان «یافتن خود» و «یافتن خدا» تلازم قائل است. قرآن می‌گوید فقط کسانی خود را یافته‌اند که خدا یافته باشند و کسانی که خدا را یافته‌اند خودشان را یافته‌اند. (من عرف نفسه عرفه ربه و متقابلاً: من عرف ربه عرف نفسه) در منطق قرآن، جدایی نیست. اگر انسان خیال کند که خود واقعی‌اش را دریافته است، بدون اینکه خدا را دریافته باشد اشتباه کرده. این از اصول معارف قرآن است. (مطهری، 1390، ص 165)

یکی از نشانه‌های اصلی بیماری هویت انسانی در این است که رذایل اخلاقی در وجود او رشد کرده باشد و قرآن این اصل را کاملاً پذیرفته است و می‌فرماید: «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا.»(سوره بقره، آیه:10) در دل و روحشان بیماری است. قلب در قرآن یعنی همان روح و روان انسان. (مطهری، 1390، ص 20)

در روایت دیگری آمده است: «اشد من مرض البدن مرض القلب.» (علامه مجلسی، ج 67، ص61)؛ و از بیماری تن بدتر و شدیدتر، بیماری دل و قلب انسان است. آدم حسود وقتی خیر و نعمتی را در دیگران می‌بیند، همه آرزوهایش این است که از او سلب نعمت شود؛ درباره خودش فکر نمی‌کند. انسان سالم، غبطه دارد نه حسد؛ اما اگر کسی همیشه در این اندیشه است که دیگری عقب بیفتد، بیمار است، مریض است. (مطهری، 1390، ص 22).

دین الهی و توحیدی برنامه‌اش در این جهت است که انسان را از این بیماری‌ها نجات دهد. برنامه ماه مبارک رمضان، برنامه تزکیه نفس است، برنامه اصلاح معایب و رفع نواقص است، برنامه تسلط عقل و ایمان و اراده، بر شهوات نفسانی است، برنامه ترقی‌دادن روح است. (مطهری، 1390، ص 28)

استاد مطهری عمری را صرف تحقیق در زمینه مسائل دینی و موضوعات روز اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی کرده است و نظریات بدیع و نوی در این زمینه ارائه کرده است. ایشان کاملاً به نقش دین در رشد اخلاقی انسان و تأثیر دین در هویت‌سازی هویت انسان شناخت علمی و دقیق پیدا کرده‌اند.

وقتی انسان به فضایل اخلاقی با سایر موجودات تفاوت واقعی پیدا می‌کند، دین بیشترین نقش را در این زمینه دارد و این سخن پیامبر مهربانی‌ها است که: «من مبعوث نشدم مگر برای کامل کردن مکارم اخلاق.»

کارکرد دین و نقش دین در حوزه پزشکی نیست، در حوزه تکنولوژی نیست، بلکه دین توجه خودش را در حوزه اخلاق داشته است و با اخلاق و فضایل اخلاقی است که هویت انسانی رشد می‌کند و به درجه بالاتر از فرشتگان صعود می‌کند و با رذایل اخلاقی است که انسان به مرتبه پست‌تر از حیوانات سقوط می‌کند، پس هویت انسانی در اصل ریشه در اخلاق دارد، خلاصه کلام این است که پرورش اخلاق همان شکل‌یابی هویت انسانی است.


پیش از این بیان شد مراد از هویت انسانی یعنی آنچه که از انسان انتظار می‌رود ویژگی‌های خاص انسانی می‌باشد و وجه ممیز انسان‌ها با سایر موجودات است و مقصود از دین در این پژوهش، ادیان الهی و آسمانی است که با دستورات عبادی و اخلاقی می‌تواند نقش بسیار سازنده و رشددهنده در هویت انسانی داشته باشد.

متفکرین مسلمان و غیرمسلمان اذعان دارند که دین نقش تربیتی و سازنده دارد و می‌تواند انسان را از بیماری روحی و روانی و تشویش ذهنی و به اصطلاح امروزی از «بحران هویت» نجات دهد.

در این تحقیق با آوردن نظریات بزرگان و متفکرین در حوزه نشان داده شد که چگونه احکام و دستورات اخلاقی اثر مستقیم در تزکیه نفس و هویت‌یابی انسان دارد، موجب به فعلیت رسیدن و شکوفا شدن استعدادهای انسانی می گردد.

  


  1. قرآن کریم
  2. نهج البلاغه
  3. ادیب زاده، نسترن (1383)، ابعاد روان‌شناسی هویت فرهنگی، مبانی نظری هویت و بحران هویت؛ به کوشش علی‌اکبر علیخانی: تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی
  4. صوفی، محمد رشید (1385) هویت‌های جدید واقعی و مجازی، مطالعه کاربران اینترنتی دانشجو با جنسیت و قومیت متفاوت. مجله الکترونیکی گلوبال مد یا ژورنال؛ پاییز 85
  5. عاملی، سعید رضا (1384) دو جهانی‌شدن‌ها و آینده هویت‌هایهم‌زمان، هویت ملی و جهانی‌شدنتهران، موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.
  6. الطایی، علی (1378) بحران هویت قومی در ایران، تهران: شادگان.
  7. ابن منظور (1408) لسان العرب، بیروت، دارصادر.
  8. جوادی آملی، عبدالله (1372) شریعت در آینه معرفت، قم، مرکز نشر فرهنگی رجا، چاپ اول
  9. مصباح یزدی، محمد تقی (1377) آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل
  10. ذاکر، صدیقه، حکمت مینوی، تابستان 1384- شماره 28
  11. فرانکل، ویکتور (1368) انسان در جستجوی معنی، ترجمه: نهضت صالحیان ومهین میلانی، بی‌جا، شرکت نشر و پخش ویس، چاپ چهارم.
  12. احمدی، بابک، هایه گرو پرش‌های بنیادین، تهران، نشر مرکز، 1382.
  13. مطهری، مرتضی مجموعه آثار، جلد دوم، تهران، نشر صدرا، چاپ سوم، 1372.
  14. نصری، عبدالله، انتظار از دین (بررسی دیدگاه‌های در دین‌شناسی معاصر)، ناشر: موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379.
  15. طباطبائی، محمدحسین، المیزان، جلد یازده، ترجمه سید محمدباقر همدانی.
  16. مطهری، مرتضی، انسان کامل، ناشر: انتشارات صدرا، چاپ پنجاهم، 1390.