نقش دین در هویت انسانی - هویت انسانی

فهرست مطلب

روان‌شناسان و جامعه‌شناسان از لایه‌های مختلف هویت پرده برداشته‌اند و سخن از هویت ملی، هویت دینی، هویت اجتماعی، هویت قومی و انواع دیگر از هویت بر زبان جاری ساخته‌اند.

هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، فرهنگی، روانی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی، بر ماهیت یا ذات گروه به‌معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر دلالت کند و آنان را در یک ظرف زمانی و مکانی معین، به‌طور مشخص و قابل‌قبول و آگاهانه از سایر گروه‌ها و افراد متعلق به آن‌ها متمایز سازد. (الطایی، 1378، ص 139)

در این تعریف لایه‌های گوناگون هویت از جمله اجتماعی، فرهنگی، روانی، زیستی و غیره بیان شده است. در پژوهش بر آن هستیم نقش و کاربرد دین هویت انسانی بپردازیم. قبل از پرداختن به این موضوع ضروری است که روشن شود مراد و مقصود از هویت انسانی چیست و چه معنایی دارد؟ سخن از حقیقت انسان، سخن از اوصاف و ویژگی‌های ذاتی موجودی است که پیچیدگی‌های فراوان و اضلاع متعدد دارد. بنابراین، به یک تعریف کوتاه یا عبارتی مختصر نمی‌توان اکتفا نمود. در عصر ما به اذعان پژوهش‌گران حوزه علوم انسانی، تعریف انسان به عبارات منطقی چون «حیوان ناطق» یا «حیوان خردورز» و... نمی‌تواند در شناخت حقیقی انسان راه‌گشا باشد. (ذاکر، 1384، ص 81)

فرانکل اگرچه این سخن را می‌پذیرد و با تئوری تکامل داروین توافق دارد، اما معتقد است «انسان پس از تکامل و جدایی از حیوانات پست‌تر و بالاآمدن از مرتبه حیوانی است که به مرتبه انسانی دست می‌یابد». اساساً، آدمی«در گذرگاه تاریخی خود برای رسیدن به مقام انسانیت تا از این مرتبه عبور نکند، انسان نیست». (فرانکل، 1368، ص 160- 159)

انسان یگانه هستنده‌ای است روی زمین که درباره هستی می‌پرسد. (احمدی، 1382، ص 250)

شهید مطهری(ره) به استناد آیات هفتم تا نهم سوره «الم سجده» انسان را موجودی مرکب از «طبیعت و ماوراء طبیعت، از ماده و معنی، از جسم و جان» می‌شناسد (مطهری 1372، ج 2، ص 269). حاصل این ترکیب، آن است که «انسان با همه وجوه مشترکی که با سایر جاندارها دارد، فاصله عظیمی با آن‌ها پیدا کرده ... و یک سلسله تفاوت‌های اصیل و عمیق با آن‌هادارد. (مطهری، 1372، ج 2، ص 274)

شهید مطهری در جای دیگر اشاره به تفاوت‌های ریشه‌ای و اساسی انسان با سایر موجودات، می‌فرماید:

«هر موجودی که پا به این جهان می‌گذارد و آفریده می‌شود، همان است که آفریده‌شده؛اما انسان، پس از آفرینش تازه مرحله اینکه چه باشد و چگونه باشد را آغاز می‌کند، انسان آن چیزی نیست که آفریده شده است، بلکه آن چیزی است که خودش بخواهد باشد». (مطهری 1372، ج 2، ص 313).

می‌توان نتیجه گرفت مقصود از هویت انسانی، آن چیزی است که هرکس از خودش متوقع است یا به عبارتی، تمام اوصاف و ویژگی‌های خاص ایده آل انسانی است.

در اینجا توضیح این نکته خالی از لطف نیست و آن اینکه مراد از ویژگی‌های خاص انسان که در این پژوهش موردتوجه است همان حالات روحی و روانی، عقلانی، فضایل اخلاقی می‌باشد؛ یعنی انسان به لحاظ ساختاری و وجودی می‌تواند صداقت و ایثار، درست‌کاری، مهربانی، عشق به هم‌نوع، رشد بُعد عقلانی و شناختی و پرورش احساسات و عواطف را در وجود خودش به منصه ظهور و فعلیت برساند.