تحلیل تطبیقی مبانی اخلاقی انجیل یوحنا با قرآن کریم - بررسی تطبیقی رذایل اخلاقی مطرح در انجیل یوحنا و قرآن کریم

فهرست مطلب

در این بخش به ارائه و تبیین برخی از رذایل اخلاقی که در انجیل یوحنا مطرح‌شده، می‌پردازیم و آن را با آیات قرآن تطبیق می‌دهیم:

1- بی ایمانی نسبت به پیامبران الهی

عدم اعتقاد و ایمان به رسولان الهی و گفتار آنان ریشه اصلی رذایل اخلاقی به‌شمار می‌آید. وجود ارزشمند انبیاء الهی در میان مردم نعمتی سترگ است که خداوند به انسان ارزانی کرده است. به‌سبب وجود این اوصیاء الهی خداوند رحمت و غفران خود را بر بشر ارزانی می‌دارد. لذا حضرت عیسی(ع) به این امر اشاره می‌کند که اگر ایمان نیاورید در گناه غرق می‌شوید: «من می‌روم و شما دنبال من خواهید گشت و اگر ایمان نیاورید در گناهانتان خواهید مُرد، جایی هم که می‌روم شما نمی‌توانید بیاید.» (یوحنا، فصل 8، آیه 21). قرآن کریم وجود انبیاء را در بین مردم علتی برای عذاب‌نکردن آنها می‌داند و این خود نمونه‌ای از وجود رحمانی رسولان الهی است: «وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ أَنتَ فِیهِمْ ...» (انفال: 34)؛ و خداوند بر آن نیست كه آنان را در حالى كه تو در میان آنان به سر مى‏برى، عذاب كند ... .

2- خودنمایی

یکی از موانع گسترش ایمان و اخلاق که آیات زیادی آن را مذمت کرده و به آن پرداخته است، ریا و خودنمایی است. «ریاء یعنی اینکه در کارها رضایت الهی در نظر گرفته نشود، بلکه کار ظاهرش برای خدا و در باطن و در حقیقت برای غیر او انجام پذیرد.» (دستغیب، بی‌تا، ج 1، ص 61) مطابق گزارش انجیل یوحنا حضرت عیسی(ع) در نکوهش این رذیله می‌فرماید: «در واقع چیزی که برای این اشخاص اهمیت داشت، بیشتر جلب‌نظر و احترام مردم بود و نه جلب رضای خدا.» (فصل 12، آیه 43) در قرآن هم در توصیف کسانی که از سر خودنمایی و ریاکاری انفاق می‌کنند، می‌گوید: اینان به قیامت اعتقاد ندارند و شیطان همنشین آنان است: «وَ الَّذِینَ ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیوْمِ الاَخِرِ وَ مَن یكُنِ الشَّیطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاءَ قَرِینًا.» (نساء:38)؛ و آنان‌كه اموالشان را از روى ریا و خودنمایى به مردم انفاق مى‏كنند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارند [شیطان همدم آنان است‏]. و هركس شیطانْ همدم او باشد بى‏تردید بد همدمى است.»

دلیل ریاکاری و خودنمایی مطمئناً از درون وجود انسان نشأت می‌گیرد و می‌توان گفت که این منشأ درونی پیروی از هوای نفس است که انسان را وادار به انجام چنین کاری می‌کند که دیگر هدف، رضای خداوند نیست. و فرمان خدا را رها كرده، به‌دنبال خواهش دل و هواى نفس افتاده، و اطاعت آن را بر اطاعت حق مقدم‌شمرده است. در انجیل یوحنا در باره این حقیقت آمده است: «کسی که نظر خود را بگوید، هدفش این است که مورد توجه مردم قرار گیرد، ولی کسی که می‌خواهد خدا مورد تمجید و ستایش واقع شود، او شخص درست‌کار و بی‌ریایی است.» (یوحنا، فصل 7، آیه 18) در ارتباط با بی‌ارزشی انجام کار نیک از روی خودنمایی و ریا در قرآن کریم تمثیل بسیار جالبی مطرح شده است: «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَ الْأَذَى‏ كاَلَّذِى ینفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا یقْدِرُونَ عَلىَ‏ شىءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَ اللَّهُ لَا یهْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ.» (بقره: 264)؛ اى اهل ایمان! صدقه‏هایتان را با منت و آزار باطل نكنید، مانند كسى كه مالش را به ریا به مردم انفاق مى‏كند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، كه وصفش مانند سنگ سخت و خارایى است كه بر آن [پوششى نازك از] خاك قرار دارد و رگبارى تند و درشت به آن برسد و آن سنگ را صاف [و بدون خاك‏] واگذارد [صدقه ریایى او مانند آن خاك است. و این ریاكاران‏] به چیزى از آنچه كسب كرده‏اند، دست نمى‏یابند و خدا مردم كافر را هدایت نمى‏كند.»

3- بردگی گناه و اتمام حجت با گناهکاران

از بزرگ‌ترین رذایل اخلاقی انجام گناهان کبیره و صغیره و اصرار بر آن‌هاست. این افراد برده و بنده گناه هستند؛ زیرا که چون برده‌ای پیرو هوای نفس و اجراکننده تمام فرامین آن هستند. حضرت عیسی(ع) در رابطه با کسانی که غرق در گناهند، چنین می‌فرماید: «هریک از شما گناهکاران، برده گناهید.» (یوحنا، فصل 8، آیات 32-33) و اما قرآن کریم در مورد این گروه می‌فرماید: «وَ كاَنُواْ یصِرُّونَ عَلىَ الحْنثِ الْعَظِیمِ» (واقعه: 46)؛ و همواره بر گناهان بزرگ پافشارى داشتند.» و نیز می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یحُبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فىِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لهَمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فىِ الدُّنْیا وَ الاَخِرَةِ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»(نور: 19)؛ كسانى كه دوست دارند كارهاى بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ‏] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابى دردناك خواهند داشت، و خدا [آنان را] مى‏شناسد و شما نمى‏شناسید.

وقتی خداوند پیامبران خود را برای هدایت و سعادت بشری فرستاد تا مردم با گوش‌سپردن به کلام وحیانی این فرستادگان الهی، از ظلمت به‌سوی سعادت و نیک‌بختی حرکت کنند، حجّت بر مردم تمام‌شده و دیگر عذری برای ظلم و غرق‌شدن در گناه و گمراهی نداشته باشند. در این باره حضرت عیسی(ع) خطاب به مردم می‌فرماید: «اگر من به دنیا نمی‌آمدم و با مردم سخن نمی‌گفتم، تقصیری نمی‌داشتند، ولی حال که آمده‌ام دیگر برای گناهانشان عذر و بهانه‌ای ندارند.» (یوحنا، فصل 15، آیه 22)؛ چنان‌که قرآن هم در رابطه با این اتمام حجت با مردم چنین می‌فرماید: «رُّسُلًا مُّبَشرِّینَ وَ مُنذِرِینَ لِئَلَّا یكُونَ لِلنَّاسِ عَلىَ اللَّهِ حُجَّةُ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَكِیمًا» (نساء: 165)؛ پیامبرانى كه مژده‏رسان و بیم‏دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتى نباشد؛ و خدا همواره تواناى شكست‏ناپذیر و حكیم است.»

به‌راستی، گناهکاران، بینایان کوردلی هستند که با وجود هدایت انبیاء در راه ظلمت و شقاوت قدم برمی‌دارند. حضرت عیسی(ع) این گروه را مخاطب خود قرار داده می‌فرماید: «من به این جهان آمده‌ام تا چشم دل آنانی را در که در باطن کورند باز کنم. و به آنانی که تصور می‌کنند بینا هستند، نشان دهم که کورند. بعضی از فریسیان گفتند: آیا منظورت این است که ما کوریم؟ عیسی جواب داد: اگر کور بودید تقصیر نمی‌داشتید؛ ولی شما مقصر باقی می‌مانید، چون ادعا می‌کنید که چشم دارید و همه چیز را می‌دانید» (یوحنا، فصل، 9، آیات 39-41) در قرآن کریم هم آیات مشابهی در این موضوع وجود دارد که برای نمونه به تعدادی از آنها اشاره می‌رود: «وَ مِنهْم مَّن ینظُرُ إِلَیكَ أَ فَأَنتَ تهَدِى الْعُمْىَ وَ لَوْ كاَنُواْ لَا یبْصِرُونَ.» (یونس: 43)؛ و گروهى از آنان تو را مى‏نگرند [ولى گویا از درك معجزاتت، از فهم آیات قرآن، سلامت اخلاق و كردارت با چشم دل ناتوانند]. آیا تو مى‏توانى نابینایان را گرچه از روى بصیرت و بینش نمی‌بینند، هدایت كنى؟» و نیز می‌فرماید: «وَ إِن تَدْعُوهُمْ إِلىَ الهْدَى‏ لَا یسْمَعُواْ وَ تَرَئهُمْ ینظُرُونَ إِلَیكَ وَ هُمْ لَا یبْصِرُونَ» (اعراف: 198)؛ و اگر آنان را به‌سوى هدایت دعوت كنید، نمى‏شنوند و آنان را مى‏بینى كه به‌سوى تو مى‏نگرند، در حالى كه نمى‏بینند.»

آیه: «... فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی‏ فِی الصُّدُورِ.» (حج:46) ... چرا كه چشم‌هاى ظاهر نابینا نمى‏شود، بلكه دل‌هایى كه در سینه‏هاست كور مى‏شود. نیز در این رابطه بسیار رسا و گویاست.

4- خیانت

حضرت عیسی(ع) در گفت‌وگو با حواریون خود، یکی از آنان به نام پطرس را - که البته بعدها شاگردی حضرت عیسی(ع) را انکار می‌کند - مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید: «من خودم شما دوازده نفر را انتخاب کردم، ولی یکی از شما بازیچه شیطان است.» (یوحنا، فصل 6، آیه 70) در هر دوره و زمانی پیامبران با این چنین منافقینی روبه‌رو بوده‌اند و این امر اختصاص به‌دوره حضرت عیسی(ع) ندارد، به‌طور مثال در زمان پیامبر اسلام(ص) هم کسانی بودند که پشت سر پیامبر(ص) نماز می‌خواندند و حتی ارتباط خویشاوندی برقرار کردند، ولی به پیامبر(ص) خیانت نموده و حتی خلاف وصیت پیامبر(ص) عمل کردند. گویا قرآن به امر اشاره دارد آنجا که می‌فرماید: «وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكمُ مُّكَذِّبِینَ» (حاقه:49)؛ و ما به یقین مى‏دانیم كه از میان شما انكاركنندگانى هست.» چنانکه می‌فرماید: «وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ...» (توبه:101) و از (میان) اعراب بادیه‏نشین كه اطراف شما هستند، جمعى منافقند؛ و از اهل مدینه (نیز)، گروهى سخت به نفاق پایبندند. تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را مى‌شناسیم.

5- پیروی از شیطان

شیطان به‌عنوان دشمن سوگندخورده بشریت در قرآن معرفی شده و لحظه‌ای دست از منحرف‌کردن و گمراه‌نمودن انسان‌ها برنخواهد داشت و این کار را با کمک شاطین جنی و انسی انجام خواهد داد؛ آنانی که خود فریفته او هستند. حضرت عیسی(ع) نیز گروهی از مردم را که سخنان وی را درک نکرده و خود را در بند شیطان نموده و به این بندگی رضایت داده‌اند، مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید: «چرا نمی‌توانید سخنان مرا بفهمید!؟ دلیلش این است که نمی‌خواهید به من گوش دهید، شما فرزندان پدر واقعی‌تان شیطان می‌باشید و دوست دارید اعمال بد او را انجام دهید، شیطان از همان اول قاتل بود و از حقیقت نفرت داشت. در وجود او ذره‌ای حقیقت پیدا نمی‌شد؛ چون ذاتاً دروغگو بوده و پدر شما دروغگوهاست، به‌همین دلیل است که وقتی من حقیقت را به شما می‌گوییم، نمی‌توانید باور کنید.» (یوحنا، فصل 8، آیات 43-45) در قرآن آیات کریم نیز آیات بسیاری به این حقیقت اشاره نموده‌اند: «وَ مَن یعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَانِ نُقَیضْ لَهُ شَیطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ» (زخرف/36) و هرکس از یاد خدا روی‌گردان شود، شیطان را به سراغ او می‌فرستیم، پس همواره قرین اوست».

«...وَ مَنْ یتَّخِذِ الشَّیطانَ وَلِیا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً.» (نساء : 119) و هر كس، شیطان را به‌جاى خدا ولى خود برگزیند، زیانِ آشكارى كرده است.

6- بیزاری کافران از اولیاء الهی

پیامبران همواره دعوت‌کننده به خیرخواهی و راه حق بوده‌اند؛ اما گروهی این دعوت را نمی‌پذیرفتند! زیرا این پذیرش با منافع آنها در تضاد بوده، لذا سعی بر دشمنی و عناد با خداوند و فرستادگان خیرخواه او داشته‌اند. لجاجت و دشمنی با حق، كفر و نفاق ایشان را راسخ‌تر ساخته و بیزاریشان را از خداوند و اولیای حق بیشتر می‌نماید. حضرت عیسی(ع) در این رابطه خطاب به مردم لجوج و عنادورز می‌گوید: «دلتان نسبت به خدا ذرّه‌ای محبت ندارد.» (یوحنا، فصل 5، آیه 42) قرآن کریم هم به این عدم محبت از سوی مردم بی‌ایمان اشاره نموده و می‌فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا یحُبُّونهَمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ ...» (بقره: 165)؛ و برخى از مردم به‌جاى خدا معبودهایى انتخاب مى‏كنند كه آنها را آن‌گونه كه سزاوار است خدا را دوست داشت، دوست مى‏دارند؛ ولى آنان‌كه ایمان آورده‏اند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قوى‏تر است...». نیز می‌فرماید: «وَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِالاَخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ» (زمر:45)؛ و هنگامى كه خدا به یگانگى یاد مى‏شود [و نامى از معبودانشان به میان نمى‏آید] دل‏هاى كسانى كه به آخرت ایمان ندارند، نفرت پیدا مى‏كند و چون یادى از معبودان دیگر به‌میان مى‏آید، ناگاه مسرور و شاد مى‏شوند!». حضرت عیسی(ع) درباره بیزاری مشرکان از رسولان الهی می‌فرماید: «مردم دنیا از شما نفرت ندارند، ولی از من متنفرند، زیرا من اعمال زشت و گناه آلودشان را به ایشان گوشزد می‌کنم.» (یوحنا، فصل 7، آیه 7) در قرآن کریم هم به این عناد و پافشاری بر انکار و بیزاری اشاره شده است: «قَالَ رَبِّ إِنىِّ دَعَوْتُ قَوْمِى لَیلًا وَ نَهَارًا فَلَمْ یزِدْهُمْ دُعَاءِى إِلَّا فِرَارًاوَ إِنىِّ كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُواْ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِمْ وَ اسْتَغْشَوْاْ ثِیابهَمْ وَ أَصَرُّواْ وَ اسْتَكْبرَواْ اسْتِكْبَارًا» (نوح:5- 7)؛ گفت: پروردگارا! همانا قوم خود را شب و روز [به آیین توحید] دعوت كردم، ولى دعوت من جز بر فرارشان نیفزود، و من هرگاه آنان را دعوت كردم تا آنان را بیامرزى، انگشتان خود را در گوش‏هایشان كردند و جامه‏هایشان را به سر كشیدند و بر انكار خود پافشارى ورزیدند و به شدت تكبّر كردند.»

در انجیل یوحنا می‌خوانیم که حضرت مسیح(ع) در گفت‌وگوی خود با خداوند درباره حواریون خویش می‌گوید: «احکام تو را (خدا) به ایشان دادم، مردم دنیا از آنان نفرت دارند، چون همرهنگ آنان نمی‌شوند، هم‌چنان که من نیز نمی‌شوم.» (فصل 17، آیه 14) این سخن اشاره به مردمی دارد که از مؤمنان نفرت دارند؛ زیرا آنها با مشرکان همرنگ نمی‌شوند و در راه خدا قدم برمی‌دارند. آیات قرآن هم به این نفرت و انکار این گروه اشاره می‌کند و سفارش می‌کند که فریب این گروه را نخورید و آنان را دوست خود مگیرید: «وَ إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَیهِمْ ءَایاتُنَا بَینَاتٍ تَعْرِفُ فىِ وُجُوهِ الَّذِینَ كَفَرُواْ الْمُنكَرَ یكاَدُونَ یسْطُونَ بِالَّذِینَ یتْلُونَ عَلَیهِمْ ءَایتِنَا...» (حج: 72) و هنگامى كه آیات روشن ما را بر آنان مى‏خوانند، در چهره‏هاى كسانى كه كافرند [اثرِ] انكار [و خشم‏] را مى‏شناسى، آن‌چنان كه نزدیك است [از شدت خشم‏] به كسانى كه آیات ما را بر آنان مى‏خوانند، بتازند...». نیز می‌فرماید: «یأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهْم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُواْ بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ» (ممتحنه: 1)؛ اى اهل ایمان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید، شما با آنان اظهار دوستى مى‏كنید، در حالى كه آنان به‌طور یقین به آنچه از حق براى شما آمده كافرند.» مطمئناً کسانی‌که سخنان فرستادگان الهی را نمی‌پذیرند و منکر آن هستند، در سرای دیگر و روز قیامت از آنان بازخواست می‌شود. در انجیل یوحنا و آیات قرآن به وضوح به این موضوع اشاره شده است: «تمام کسانی که مرا و سخنان مرا نمی‌پذیرند در روز قیامت به‌وسیله کلام من از ایشان بازخواست خواهد شد.» (یوحنا، فصل 12، آیه 48). قرآن کریم هم این وعده حتمی را چنین بیان می‌کند: «وَ یوْمَ ینَادِیهِمْ فَیقُولُ مَا ذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِینَ فَعَمِیتْ عَلَیهْمُ الْأَنبَاءُ یوْمَئذٍ فَهُمْ لَا یتَسَاءَلُونَ» (قصص:66)؛ و روزى كه خدا آنان را ندا مى‏دهد و مى‏گوید: چه پاسخى به پیامبران دادید؟ پس در آن روز [به خاطر ترس و هراس فراگیر و به سبب محجوب بودن دل‏هایشان و قطع رابطه آنان با علل و اسباب همه‏] اخبار [واقعى‏] بر آنان پوشیده ماند [و راه نجات از همه طرف بر آنان مسدود است‏]، بنابراین از یكدیگر پرسش هم نمى‏كنند.»

7- تبعیض و نژادپرستی

همواره هستند افرادی که خود را تافته جدابافته و والاتر و بالاتر از دیگران می‌پندارند و براساس این پندار نادرست، دیگران را در خدمت خویش می‌خواهند! یا از بین‌بردن و آسیب‌رساندن به جان و مال آنها را سزاوار می‌شمرند! تبعیض و نژادپرستی نه‌تنها از دیدگاه شرع محکوم است، بلکه از دیدگاه عقل و منطق و انسانیت هم مذموم است؛ زیرا رنگ و نژاد و زبان افراد به اراده خداوند بوده؛ لذا عاملی برای برتری انسانی بر انسان دیگر نخواهد بود. این اندیشه در کلام عیسی(ع) به‌خوبی نمایان است و به حالت تمثیل به آن اشاره دارد: «مسلماً خدمتکار از اربابش بالاتر نیست و قاصد نیز از فرستنده‌اش مهم‌تر نمی‌باشد.» (یوحنا، فصل 13، آیات 16-17) و قرآن کریم نیز قلم سرخ بر تمام امتیازات ظاهرى و مادى كشیده، و اصالت و امتیاز را تنها به تقوا و پرهیزكارى داده، می‌فرماید: «یا أَیهُّا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثىَ‏ وَ جَعَلْنَاكمُ شُعُوبًا وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكمُ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.» (حجرات:13)؛ اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید. بى‏تردید گرامى‏ترین شما نزد خدا، پرهیزكارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است.