تحلیل تطبیقی مبانی اخلاقی انجیل یوحنا با قرآن کریم - واژه‌شناسی

فهرست مطلب

1- واژه اخلاق در لغت و اصطلاح

اخلاق به‌معنای ویژگی ذاتی، حالت طبیعی، خوی، فطرت، جوهره و طبیعت و نیز به‌معنای سرشت و سجیّه، اعم از سجیّه و سرشت نیکو و پسندیده - مانند جوانمردی و شجاعت - یا زشت و ناپسند - مانند بخل و فرومایگی آمده است (ابن منظور، 1414، ج 10، ص 373. طریحی، 1375، ج 5، ص 156). عموم لغت‌شناسان، «خُلق» را با واژه «خَلق» هم‌ریشه دانسته‌اند. تفاوت در آن‌جاست که خُلق زیبا، به‌معنای سرشت یا صفت معنوی و درونی زیبایی است و خَلق زیبا، اشاره به ظاهر زیبا و اندام متناسب و هماهنگ او است. (زبیدی، همان، ج 6، ص 337؛ ابن منظور، همان، ج 4، ص 194). پس اوّلى مخصوص به قوا و سیرت درونی است كه با بصیرت قابل‌درك می‌باشد و دومی مخصوص به‌صورت و شکل ظاهرى است. خُلق به‌معنى عادت و طبع و مروّت و دین است (فراهیدی، 1409، ج ‏2، ص 292. قرشی، 1387، ج ‏4، ص 151) بنابراین خُلق ویژه قوا و سجایایى است كه با فطرت و دیددل درك می‌گردد. خداى تعالى گوید: «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ.‏» (قلم/4)، «و إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِینَ.‏» (شعراء/137). خَلَاق‏ هم شامل فضائل و بهره‏هایى است كه انسان با اخلاقش كسب مى‏كند (راغب، 1364، ج ‏، ص 635). ملکات نفسانی و عادات اخلاقی از رذایل یا فضایل دو دسته‌اند: فطری و ذاتی که جزو سرشت آدمی است و اکتسابی که با تلاش و تمرین و عادت به‌دست می‌آید؛ چنان‌که بخیل در ابتدا به سختی چیزی را می‌بخشد، اما در اثر تکرار، بخشندگی به‌صورت خوی و عادت او درمی‌آید و به‌تدریج برای او تبدیل به ملکه می‌شود. (مجلسی، 1403، ج 67، باب 59، ص 372 (ذیل حدیث 18)).

2- واژه ایمان در لغت و اصطلاح

ایمان از ریشه امن به‌معنی امنیت گرفته‌شده است (ابن منظور، همان، ج ۱۳، ص ۲۱) نیز به‌معنی اطمینان نفس و زائل‌شدن ترس نیز آمده است. (راغب، همان، ص 90) ایمان در اصطلاح عبارت است از: اقرار به زبان، تصدیق و اذعان قلبى که نوعى صفت و حالت نفسانى نسبت به یک امر است و با صرف شناخت و معرفت تفاوت دارد و عمل‌نمودن برطبق آن اقرار و تصدیق با اعضا و جوارح. (کلینی، 1365، ج ۲، ص ۲۷، ح ۱) بنابراین، کاربرد عام آن در معنای «عمل به دین خدا» و به‌طور مطلق و اعم از اعمال جوانحی و جوارحی است که حقیقت ایمان را تشکیل می‌دهد. کاربرد خاص ایمان هم استعمال آن در معنای «تصدیق قلبی» است که از آن به «رأس الایمان» تعبیر می‌شود و با وجود آن، گوهر ایمان محقق می‌گردد. کاربرد ایمان در دیگر اعمال دینی، به اعتبار عمل به دین خدا و تحقق جزئی از ایمان است. علم و معرفت از اجزای حقیقت ایمان و مقدمه تصدیق قلبی هستند. ایمان تصدیقی در حالات احساسی خاصی چون عشق، توکل، اعتماد و رضایت، در ساحت عاطفی و تجربی انسان نمود می‌یابد. در واقع همین امر موجب شده است که بعضی از اندیشمندان با رویکرد عاطفی به ایمان نگاه کنند. (خواجه بمی، 1386)

3- واژه غفلت در لغت و اصطلاح

غفلت در اصل لغت به‌معنای پوشیده و مخفی‌بودن است. (ابن منظور، همان، ج 11، ص 497) این واژه در معنایی دیگر نیز به‌کار رفته است و آن زمانی است که مسئله‌ای به‌دلیل غفلت بر انسان پوشیده شده و از ذهن انسان می‌رود. ازاین‌رو غفلت به سهو و لغزشی اطلاق شده است که انسان را به‌خاطر کمی مراقبت و هوشیاری فرامی‌گیرد. (راغب اصفهانی، همان، ص 609) غفلت در اصطلاح، مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد و بر هرگونه بی‌خبری، بی‌توجه‌بودن، و توجه‌نداشتن به چیزی از واقعیت‌های فعلی و آینده و گذشته را غفلت از آن شیء اطلاق نموده‌اند. (محمدی ری شهری، 1362، ج 1، ص 107)